تبلیغات
سایهـ ی کنکور 1395... - من و از دست خودم خلاصم کنید!


سایهـ ی کنکور 1395...

از دست خودم خستم!‍

از دست خودم کلافم!

خودم خودمو عصبانی کردم!

همیــــــــــــــــــــــــــشهـ برای من تصمیم گری سخت ترین کار دنیا بوده!

سخت تریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

فکر نکنید تصمیم های خیلی مهم و حیاتی!

نه!

ساده ترین تصمیمات!

امروز خونه مامان بزرگم مهمونی هستش برای ناهار!اونم فقط خانوما

تصمیم گرفته بودم نرم!

ولی همش میگفتم نمیدونم!

از کلاس برگشتم امروز به مامانم زنگ زدم ک بیام نیام!

مامانم میگه خودت میدونی...

میگه میای یا نه؟

میگم نمیدونم....نمیدونم...نمیدونم!

ده دیقه دیگه بهت میگم!

ده دیقه دیگه رفتم تو فکر!انگار میخوام چه تصمیم مهمی بگیرم!

بعد زنگ زدم که نمیام...مامانم میگه نمیای؟خوب میومدی دیگه!

من دوباره بهم ریختم

قرار بود داداشم بره برا خودشو بابام غذا بیاره از اونجا!

مامانم گفت تا داداشت بیاد فکر کن تا بهم یگی!

بالاخره سرتون و درد نیارم صدبار زنگ زدم میام بعد زنگ زدم نمیام بعد دوباره میام!

این مدت ک وقتم تلف شد که هیچ...بعدشم نخوندم...!الانم میخوام حاضر شم برم

چرا من انقد تصمیم گیری برام سخته!

همیشه همینه!

برم؟نرم؟

بخرم؟نخرم؟

و...و...و...

من و بکشید راحت شم دیگههههههههه!

کلافم!عصبانیم!

تو این مهمونی یکی از فامیلای دور هست که رتبش شده 700!رشته ریاضی!

بروم ببینم چی میشود!

فقط ناراحتم! برای خریت خودم

تاریخ سه شنبه 6 مرداد 1394سـاعت 01:02 ب.ظ نویسنده سایهـ نظرات()| |



مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ