تبلیغات
سایهـ ی کنکور 1395... - به خدا هیچی بد نیست...!


سایهـ ی کنکور 1395...

سلام
دو سه روز بود یه سری مسائل حاشیه ای پیش اومده بود ناجور داغون بودم
بعد چون درس نمیخوندم مادرجان هم بسی از دستم عصبی بودن و باهام به زور حرف میزدن
ولی خوب خداروشکر از دیشب یکم داره حالم سرجاش میاد به لطف دوستان
و کسی که بخاطرش حالم بد شده بود
بازم برام دعا کنید...
فدای خوبی هاتون
درس شنبه صفر!
ولی امروز یکشنبه به امید خدا 6 یا 7 ساعت خواهم خواند
تصمیم گرفتم کلاس فیزیک نرم دیگ...
چون اینجوری حس میکنم مغزم قفل میشه و چون میگم کلاس رفتم حتما بلد میشم...
ولی من از اون دسته آدمام که معمولا یاگیریم تو کلاس خیلی پایینه!
و خیلی وقتام موقع درس دادن معلم بازیگوشی مینمایم...
برای همین به این نتیجه رسیدم که فیزیک و همون با معلم مدرسه + خودم بخونم!
امیدوارم تصمیمم درست بوده باشه
ولی اصولا اینکه بخوام به استاد فیزیکمون(که اتفاقا باهاش کلاس ریاضی هم میرم)بگم که
دیگه نمیخوام بیام کلاس کار بسی دشواریه
چون تابستونم تصمیم گرفتم از مهر نرم ولی دوباره وسوسم کردش
آقا تصمیم گرفتم منم تو مسابقه ساعت مطالعه باشم
چهارشنبه هفته پیش که داشتم از کلاس زبان میومدم پیاده اومدم
و کلی با خودم فکر کردم و کلی سنگامو با خودم واکندم و به خودم(دقت کنید خودم!)قول دادم
که دیگه از این به بعد خوب خوب بخونم
دیروز(شنبه 23 آبان) ایمان سروپور تو برنامه حرف خوبی زد.گفت:
هیس!هیچی نگو فقط برو...
فقط برو...
برو یعنی غر نزن
برو یعنی به خودت حق نده و...
یه جاییشم هم گفت:
نه تو واقعا چی میخوای؟چی میخوای؟واقعا چی میخوای؟ میخوای خدا مدرک
دانشگاه تهران و بیاره بده بهت؟
میگفت به خدا هیچی بد نیست...همه چی خوبه...تو الان تو بهترین دوران زندگیتی...
(راستم میگه خو...!)
دیگه عرضم به حضورتون که آزمون پیشرفت داشتم ولی بازم هم از حد ایده آلم خیلی خیلی
پایین تره
تا درودی دیگر بدرود

 پی نوشت:
نمیدونم چرا وقتی لینکام زیاد میشه یه سریا رو تو وب نمیاره!
عاقا من همه لینکام همه سرجاشه ها کسی و حذف نکردم!
مشکل از وبه!
تاریخ یکشنبه 24 آبان 1394سـاعت 02:03 ب.ظ نویسنده سایهـ نظرات()| |



مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ