تبلیغات
سایهـ ی کنکور 1395... - پست 6گآنه + همراهآن


سایهـ ی کنکور 1395...

سلام
سلام به همه عشقا...همه رفقا...همه باحالا
همین الان داشتم پست مینوشتم نمیدونم دستم به چی خورد همش
پرید!دوباره شروع کردم از اول...
خبر دآغ اینکه...فردا از طرف مدرسه میریم تبریز
بازدید از دانشگاه علوم پزشکی
کنارش سینما و رستوران و اینام میریم...ولی همیشه نکته مثبت اردوهای مدرسه
توی اتوبوس تو جاده بوده
فردام تولد یکی از دوستامه...براش کادو و کیک و شمع و اینا خریدیم تا
سورپرایزش کنیم و تو اتوبوس براش تولد بگیریم
خدا شانس بده!والآ
الآنم کامپیوتر و روشن کردم تا یکم آهنگ بریزم تو فلشم...گفتم یه پستی هم بذارم

قول داده بودم جمعه پست بذارم...ولی نه تنها پست نذاشتم بلکه شهرزدام ندیدم
شنبه شهرزاد و نگاه کردم
و همچنآن کآش من شهرزادو بازی میکردم
حالا بریم سراغ  تیترهای(موضوع های) پست قبل

1)زندگی بدون اینترنت

به خدا کلی راحت شدم...به آرامش رسیدم و دغدغه هام کمتر شده...
خیلی راضیم از این وضعیت...
نه تنها بخاطر درس و کنکور بلکه بخاطر نجات زندگیم که هرروز مجازی تر میشد...
حتی زمانآی خوشی دنبال عکآسی بودم برای اینستاگرام...
الان دیگه خیلی از دغدغه ها رو ندارم...
کی چی پست گذاشت...؟
فلان بازیگر چیکار کرد...؟چی گفت؟
تو فلان گروه چی حرف زدن؟
اون چرا اون عکس و گذاشت...؟
و ... و ... و ...
کسآیی که اینارو نجربه کردن بهتر حرفامو میفهمن
تصمیم گرفتم تابستونم کمتر درگیر این جریانآت بشم...
انقد برای بعد کنکور برنامه های مفید دارم که ترجیح میدم به اونا برسم تا
اینکه همش سرم تو گوشی باشه...آخرشم بی حوصله باشم و گردن درد و افسردگی بگیرم!

2)سیندرلا

اوندفعه که یادتونه گفتم وقتی داییم مدل موی جدیدم و دید کلی همینطوری نگام کرد
بعدم گفت شبیه ژاپنی ها شدیگفت چقدر عوض شدی و بزرگ شدی و از این حرفا

حالا اون روز دایی کوچیکه دیدتم میگه شبیه سیندرلا شدی
میگم عآخه دایی جآن سیندرلا که موهاش بلند بود!
میگه میدونم,قیافت شبیه سیندرلا شده
منم کلی ژست گرفتم و بعدش گفتم یعنی من خوشگلم؟

3)کیمیا

کیمیام که دیگه داره پیرم میکنه
فصل سومش خیلی چرت و خسته کننده شده...!
اون از گریم کیمیا که شبیه ستایش شده!
(نمیدونم چرا هروقت میخوان یکی و پیر کنن فکر میکنن
اگه یه عینک بزن به چشماش همه چی حله!
ما هم که هیچی نمیفهمیم...!)
اونم از آرش که طوسی شده
اونم از داستان فیلم که شبیه تام و جری شده...
این به دنبآل اون میره پاریس...اون به دنبآل این میاد ایران(این=کیمیا اون=رها)
اونم از کلاه گیس مسخره آزاده(رها) ...خوشحالم اومده ایران و روسری سرشه
لااقل اینجوری طبیعی تره!
(در جریانم هستید که آزاده(گلوریا) زن ساعد سهیلی هست؟)

فکر کنم آخر فیلمم کیمیا بمیره و اینا اصلا همو نبینن(اینجوری بشه
که میرم خودمو جلوی خانه سینما دار میزنم!)
یا هم قسمت آخر همو میبینن و تا اونموقع مارو دق میدن!
(امیدوارم قسمتایی مشابه اون قسمت آوای باران که باران
باباش و دید و گفت:باباااااا بعد یهو شکیب از پشت ظاهر شد
و نذاشت اینا همو ببینن نداشته باشیم...که دراینصورت هم کار مشابه مورد
بالا رو انجام میدم)


4)بمب درونم

این روزا سرشار از انرژی و روحیه و امیدبالا هستمشکر خدااااااا
این و مدیون دو موردم:
1.کتاب راز نوشته راندا برن...
که پیشنهاد میکنم حتما حتما اگه نخوندید برید بخونیدش
مطمئنم تو زندگیتون تاثیر شگرف میذاره
من چند وقت دیگه از تاثیر شگفت انگیزش توی زندگیم براتون حرف میزنم
2.جلسات مشاوره ای که با استاد شیمیمون میرم
عآلی...
همه چی آرومه من چقد خوشبختم...

5)بعد کنکور

این مورد بسیار طولانی هست...الان دیگه خسته شدم
بعدا تو یه پست جدا مفصل درموردش حرف میزنم ان شاءا...

6) مدرسه

مدرسه خیلی خوش میگذره البته اگه بعضی معلما رو فاکتور بگیریم و بعدم حذفش کنیم!
اون روز تو کلاس مراسم رقص و آواز خوانی گرفته بودیم...
و لامپ کلآس هم نقش نورافکن و داشت برامون(یکی روشن و خاموشش میکرد پشت سرهم)
یا روز قبلش که معلم یه چند دیقه رفت بیرون و تو کلاس
مراسم موشک پرآنی راه انداختیم
کلا خیلی خوش گذشت...
ناظم مدرسه از دست من عآصی(عاسی..آسی...نهایتا خسته)شده...
همش تو راهرو ولم
هی میگه برو کلآس...از اینور میرم از اونور دوباره جلوش ظاهر میشم...
اون روز بهش میگیم(من و دوستم)خانووووووووم سال دیگه ما نیستیماااا بذارید بریم
خوارکی بخریدم دیگه....(نذاشت!)
بعدش دوستم برگشته بهش میگه خانوم شما غرور جوانانه ی ما رو له کردید
میدونم دلم برا مدرسه تنگ میشه...
بجز درس و معلم و امتحانا

اضافه نوشت ها:
کتاب قرابت معنایی هامون سبطی رو گرفتم(به پیشنهاد استاد شیمی)
خیلی کتاب خوبیه...باهاش حال میکنم...
منی که قبلا به شدت از شعر نفرت داشتم...چون هیچی ازش نمیفهمیدم
الان به شدت عاشقش شدم زیر سایه سریال شهرزاد و رفیق و همین کتاب قرابت
شعر هم یه دنیاییه برا خودش...
پر از لطافت و عشق...
من شعر دوس

در مورد درس هم فعلا حرفی ندآرم
همه چی خوبه...شکر خدا
تاریخ دوشنبه 5 بهمن 1394سـاعت 11:22 ب.ظ نویسنده سایهـ نظرات()| |



مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ