تبلیغات
سایهـ ی کنکور 1395... - نتمون جآی خآلی است!


سایهـ ی کنکور 1395...

سلام. الان كه من دارم اینو مینویسم روز شنبه هفت فروردین و ساعت 2:12 بامداد هست. 
ولی نمیدونم كی میذارمش تو وب!
به خدا من نامرد و بی وفا نیستم
فقط نتم مشكل داره!
كلا ب زور كتك وصل میشه اونم تا هال!
كه هر صد دقیقه یبار یه چند دقیقه ای میاد و دوباره از حال میره...
حالا با این وضع اصلا نمیشه از هال كندش و برد تو اتاق و ب كامپیوتر وصل كرد و این حرفا!
منم كه ب امكانات لپ تاپ دسترسی ندارم!
یدونه از این كامپیوتر هایی دارم كه صد در صد نشون هر موزه ای بدم با ترورم كه شده ازم میگیرنش!
من از وقتی چشمو باز كردم اینو شنیدم كه هر وقت رفتم دانشگاه لپ تاپ میخریم برات!
چرا كه درمورد برادر هم اینگونه بوده و ادامه دادن راه پیشینیان از واجبات زندگیه!
امشب حسابی دلم میخواس با كیبورد كلی براتون تایپ كنم!
ولی الان تو تاریكی نشستم تو هال روی مبل و تو نت موبایلم اینارو تایپ میكنم!
چون رفتم وب قسمت متن نوشتنش لود نشد واسم!
اول از همه!(بعد این همه حرف زدن تازه اولشه)
عید و بهتون تبریك میگم. 
امیدوارم سالتون حسابی تركوندنی باشه.
كلی شادی و سلامتی و موفقیت تو این سال جدید آرزو میكنم.
خوب حالا بریم سر بحث اصلی!
امشب میخوام خیلی رك باهاتون حرف بزنم!حتی شاید رك ترین پست وبم!
حدود 113،114روز دیگه تا كنكور داریم...
از بعد امتحانات نهایی كه وقت داشتیم برا كنكور تا الان كه 114 روز دیگه قراره رو اون صندلیه سرنوشت ساز بشینیم من درست و حسابی درس نخوندم!
یعنی اصلا بخوام خیلی راحت بگم در حد هیچی خوندم!
اوناییم ك خوندم انقد مرور نكردم و تست نزدم كه همه ی اونام ب فنا رفت!
احمقانه ترین كار اینه كه الان بشینم غصه بخورم و فرصت باقی رو هم از دست بدم!
با خودمم صادق باشم فرصت زیادی نمونده نمیخوام الكی شعار بدم وای فرصت هنوز زیاده و فلان و فلان و فلان...یا بگم میتونم تو این فرصت رتبه یك شم!
نه اینا همش دروغ و دلگرمیه الكیه!
خیلیا خیلی وقته سوار قطار كنكورن و دارن ب خط پایان نزدیك میشن...
فرصت كمی مونده!
انقد كم كه اگه ی لحظه بیشتر نفس بكشم و درس نخونم همه چیز پر...!میره تا سال 96!
ولی من خودم بهتر از همه میدونم كه من اصلا توانایی و جنبه ی پشت كنكور موندن و ندارم!
ولی من اینو اینجا میگم و بهش ایمان دارم كه من انقدی توانایی دارم كه توی این مدت كم بیشترین تلاش و كنم و بهترین نتیجه ممكن و بگیرم.
میتونم كاری كنم كه بقیه هیچ...
خودم دست ب دهن بمونم كه عههههه!
اینی كه اینكارو كرد من بودم؟؟؟
بابا دست مریزاد!
میخوام وقتی بعد اعلام نتایج از دور به خودم و تلاشم نگاه میكنم به افتخار خودم بایستم و دست بزنم...
از همین حالا سال 95 و سال موفقیت مینامم. 
این مدتی كه همه داشتن میخوندن من همش خوابیدم و خوردم و گشتم و تفریح كردم.
از وقتی لقب كنكوری گرفتم تا دلتون بخواد تفریح كردم...
خیلی خیلی خیلی خوش گذروندم!
خداروشكر ك شاد بودم و شادم میمونم ولی فعلا این مدت جنس شادیم عوض میشه!
شادیم دیگه با بیرون رفتن و با دوستان بودن و مسافرت و مهمونی تامین نمیشه!
این مدت شادیه من فقط و فقط با درس تامین میشه.
من با تمام وجودم با تك تك سلولام عاشق مامانمم.
از ته قلبم عاشق بابامم.
و میدونم كه مامانم و بابام چقد موفقیتمو میخوان!
من كه انقد عاشقشونم و تحمل یه لحظه ناراحتیشون و ندارم الان چرا نباید یكی از بزرگترین شادی های زندگیشون و فراهم كنم؟!
من این مدت بخاطر مادرم ...پدرم...خودم ....برادرم...آیندم....بچه هام(!)...من بخاطر همه اینا تلاش میكنم. 
خیلی گیجم!
خیلی منگم!
نمیدونم دقیق باید چیكار بكنم!
ولی كافیه دست ب كار بشم...خدا بزرگه و بقیه راه و برام هموار میكنه!
از تو حركت...از خدا بركت!
این مدت اصلا دلم نمیخواد با هیچ كسی معاشرت كنم!
میخوام خودم باشم و اتاقمو كتابام!
كاش مدرسه هم نمیرفتیم!اصلا دوست ندارم برم مدرسه و دوباره جو سنگین كنكوریه كلاس!اونم بعد عید!
كاش نمیرفتیم!
من انقد اراده دارم كه گوشیمو میذارم رو حالت هواپیما و شبا فقط نیم ساعت قبل خواب چكش میكنم!
انقدی غرق درسام میشم كه فراموش میكنم یه گوشیی هم دارم!
اگه اینطوری نشد...اگه به حرفام عمل نكردم هرچی دلتون میخواد بهم بگید.
ازمون هفت فروردینم ب احتمال زیاد نمیرم.
در ضمن بخاطر كم لطفی این مدتم و اینكه گاهی اوقات پستاتونو نمیخونم یا نظر نمیذارمو ببخشید. اوضاع نت و كه گفتم.
برای شمام ارزوهای خوب دارم

پی نوشت:الان که دارم اینو مینویسم یکشنبه8 فروردین هست یعنی دو روز وقت داشتم
که به نوشته هام عمل کنم و من بهش عمل کردم!
میترکونمممممممممممم!
ظاهرا نتمون درست شده
تاریخ یکشنبه 8 فروردین 1395سـاعت 08:52 ب.ظ نویسنده سایهـ نظرات()| |



مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ