تبلیغات
سایهـ ی کنکور 1395... - بعد از آن تاریخ رویایی...(25تیر)


سایهـ ی کنکور 1395...

سلام علِکٌم...
عاقآ این پستم میخوام درمورد بعد کنکور حرف بزنم...
عاقا دارم هلاک میشم از بس نقشه میکشم...
اصلا بعدکنکور که سهله برای 20 سال دیگه هم ریز به ریز تاریخ به تاریخ مکان به مکان شخص به شخص نقشه کشیدم
اصلا اعجوبه ای هستم من...
هر روزم به میزان اعجوبه بودن و ایضا خل شدنم اضافه میشه...(حتی دیده شده
یهو رقصای عجق وجقه بی معنی بی اهنگ از این موجود سر زده...
یا خنده های عجق وجق...!)
حالا قبل اینکه از برنامه بعد کنکورم حرف بزنم بذارید اینو بگم...
این روزا یکی از موارد مردم آزاریه من این شده که همش مثلا میگم...
مامان سال دیگه این موقع من نیستما دلت برام تنگ میشه...
یا به مامان بزرگم میگم سال دیگه من میرم همش شما گریه میکنید
دلتون تنگ میشه...میای خونمون من نیستم...
اونام صاف صاف تو چشمام نگام میکنن میگن عِب نداره برو...
دلمون تنگ نمیشه...
بنظرتون از کنار جوب پیدام کردن یا دزدیننم؟

خوب ببینید اونموقع که کنکوریِ تجربی بودم بیشتر از اینکه
به خود کنکور فکر کنم به بعد کنکور فکر میکردم
بعدم خیلی جدی و نصیحتانه(با حالت نصیحت)به خودم میگفتم
ببین سایه بعد کنکور از لحظه تموم شدن کنکور هست تا آخر عمرت...
ولی این قبل کنکور که تموم شه دیگه بدست نمیاد...
ولی اصلا این علایق و خواسته ها یه ثانیم از جلو چشمم کنار نمیرن که...
حالا دیگه اینروزا انقد فشار و استرس کنکور و عشق دانشگاه تهران و گرافیک و بازیگری
زیاد هست که کمتر میتونم به اینا فکر کنم...
خوب برنامه های بعد کنکور بنده از این قراره...
اول اینکه همون روز بعد کنکور یا بعدش باید برم لپ تاپ بخرم...
بعدشم میرم اموزشگاه و کلاس ویولن ثبت نام میکنم
وای یعنی دارم برای ویولن له له میزنم...
خیلی دوسش دارم...عاشقشم...اصلا یکی از دغدغه هامم این هست
که اگه برم خوابگاه پس چطوری ویولن تمرین کنم
چند سال پیشا که تصمیم گرفتم یه سازی یاد بگیرم و از همون موقع
هم ویولن دوست داشتم وقتی رفتیم اموزشگاه و با استاد موسیقی حرف زدیم
استاده گفت ویلن سخت ترین ساز دنیاست
و هر روز کم کم کمش باید 2,3 ساعت تمرین کنی...
و مامان و داداشم نذاشتن که تو الان وقت درسته...نمیتونی...(آی لعنت به این درس
که همیشه گند کشیده به لذتامونجدی نگیرید!حالا یه چی گفتم!خدا
درسو حفظش کنهخیلی عشقه)
و همون موقع به پیشنهاد داداشم و استادم سه تار خریدم...
و حدود 10,11جلسه رفتم و چندتا اهنگم میتونستم بزنم...ولی چون
من کلا نه سه تار دوست داشتم و نه اهنگ سنتی کلا بیخیالش شدم...
تا الان که منتظرم زودی بعد کنکور شه تا برم ویولن و بطور حرفه ای یاد بگیرم...
و اینکه تصمیم دارم بعد کنکور کلی فیلم ببینم...
انقد فیلم هستن که واقعا دیدنشون برام عقده شده..
هر روز سه چهار تا میخوام فیلم ببینم...
مخصوصا میخوام یکم با بازیگرا و کارگردانای خارجی اشنا شم...
اصلا خوب نیست که من هیچ بازیگر و کارگردان خارجی نمیشناسم
و اینکه قراره یه عالمه کتاب بخونم...چندتا از کتابایی که مطمئنم فوق العادن
و اسمشونو میگم تا شمام خواستید بخونید...
1.من پیش از تو
2.اتاق
3.بیوه کشی
4.پس از تو
.
.
.
خصوصا "من پیش از تو"شدیدا پیشنهاد میشه...
از یه نفر تعریفشو نشنیدم که از صدها نفر شنیدم...
(من پیش از تو کتاب عاشقانه نیست ولی عنصر اصلی داستان عشقه...)
یه کتابی هم هست فکر کنم اسمش اینه"پیش از انکه بخوابم"
اینم فکر کنم خوبه...
"اتاق"هم که حتی فیلمشم ساخته شده..."The room"
(اتاق هم در واقع راویش پسر 5 ساله هست که از وقتی بدنیا
اومده با مادرش تو یه اتاق کوچیک محبوس بودن...
و مادرش در حالی که رنج میکشه ولی کل دنیای پسر همونقدره ...
و فکر کنم بعدشم که پسر از اونجا میاد بیرون با دنیای بیرون از اتاق مواجه میشه و...!)
"پس از تو" هم جلد دوم "من پیش از تو" هست...
داستان "بیوه کشی" هم نمیدونم...ولی فک میکنم کتاب خوبیه...
و کلی کتاب دیگه که اسمشون یادم نیست الان!

برنامه بعدیمم آموزش رانندگی هست
و همینطور کلی مسافرت که برنامه ریزی کردم...
مشهد و تهران و ابهر و تبریزو...

بعد کنکور قراره اتاقم کمد دیواری و کتابخونه بزنم...فرش اتاقمو عوض کنم...
برا وب و صفحه اینستاگرامم برنامه دارم...
حالا برنامه های بعد رفتن به دانشگاه بماند


راستی من قراره تو آینده بچه هام دوقلو باشن...
دو تا دختر همسان با اسم های "بارانا" و "لیانا"
الهی قربونشون بشم
و این داستان ادامه دارد...



عاقا من عاشق مهران مدیریم(و آینده ای که نقشه کشیدم...نمیشه اینجا نوشت)

18 اردیبهشت چقدر تاریخ خوبیه...تولده "فرهاد مدیری","اصغر فرهادی" و دوستم...


یه خبر غم انگیز
امروز پشتیبانم بهم زنگ زد و گفت که نشد که آزمونام تبدیل به هنر بشه
خیلی بد شد
آزمونام که هدر شد هیچ...کلی نقشه داشتم که میشینم سوالاو
پاسخنامه هاشو میخونم تا یاد بیگیرم...
ولی من بیدی نیستم که با این بادا بلرزم...
بیخیال...همه چی حل میشه...

راستی اگه دنبال شادی هستین کتاب "پروژه شادی" هم پیشنهاد میشه...
که البته بازم خودم نخوندم ولی تعریفشو شنیدم
همه این کتابام برا نشر آموت هستن.

امتحانامون از دوشنبه شروع میشن
بشتابید..."هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم"

در مورد مدرسه و دلتنگی های تموم شدنشم بعدا مینویسم

چقدر حرف زدم نصف شبی...
پر حرفی و پراکنده و درهم برهم حرف زدنمم با بزرگی خودتون ببخشید


تاریخ یکشنبه 19 اردیبهشت 1395سـاعت 12:20 ق.ظ نویسنده سایهـ نظرات()| |



مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ